باز آمد , بوی ِ ماه ِ مدرسه....

فردا 22 آگست اولین روز مدرسه هاست اینجا...البته در واقع دیروز شروع شدند ولی کلاسهای من فردا شروع میشوند..هیجان خاصی دارم..گرچه این روزها هوش و حواسم جای دیگریست ...یاد اول مهر افتادم...دلم کوله پشتی صورتی ام را خواست...مانتو و مقنعه ی مدرسه....مداد و خودکار و دفتر خواست....بوی کتاب ـ نو و دفتر کاهی ...مشق ِ شب و خواندنِ جلو جلو ی کتاب ادبیات خواست...زنگ ِ تفریح و تغذیه های مامان..........وای !!!دلم مدرسه را خواست...چقدر زود گذشت...فکرش را هم نمیکردم اینقدر دلتنگ مدرسه شوم! دلم برای اول مهر تنگ است ,نه برای 22 آگست...!!!اصلن دلم برای همان مصادف شدنِ اولین روز مدرسه با اولین روز از فصل محبوبم تنگ شده...!!من پاییزِ ِ اینها را دوست ندارم!!!پاییز خودم را میخواهم ...همان که برگ ریزان دارد...همان که بارانهای دل انگیز دارد...با بوی خاک باران خورده , که مشام از بوییدنش سیر نمی شود....لعنتی ....به تو هم میگویند پاییز..؟؟؟؟

 

پی اس:ساعت 12:14 نیمه شب...

پی اس1:هنوز دلم برای قالب قبلی تنگ میشود...یک زن با لباسی راحت و خنک...در یک مزرعه ی سرسبز...و در هوایی مطبوع با چتر...بی پروا ...بی دغدغه....بی خیال....بدون فکرِـ  آینده و حسرتِ گذشته میرود رو به جلو تا برسد به آنجا که میخواهد....

پی اس2:سکوت ِ ممتد.....

 

/ 9 نظر / 11 بازدید
مهدی

سلام..وب خوبی داری...دوسداشتی به منم یه سری بزن و منو هم لینک کن....بای و موفق باشی

یار مهربان

سلام بوی ماه مهر با اون سرود بچه گی ها مون............ ما که تو ایرانیم هم دلمون تنگه برای صداقت و صفای کودکی هامون....اما شانس اینو داریم که هر روز اول مدرسه ها به بچه ها نگاه کنیم و بغض دلتنگی هامون رو با ذوق کودکان مدرسه ای فرو بخوریم....

داداشی

باز آمد ... چقدر ازین شعر بدم میومد . از باز شدن مدرسه ام خوشم نمیومد. هیی اما الان < دلتنگیم داره چه دقتی میکردم برای جلد کردن کتابام چقد اعصابم خورد میشد وقتی منگنه کتابم کج میخورد دفتر کاهی رو همیشه بیشتر دوست داشتم مخصوصا وقتی رنگ خودکارم از طرف دیگش میزد بیرون مخصوصا قرمزش که به صورتی میزد خیلی چیزارو وقتی داریم نمیخوایم ، وقتی از دستشون میدیم براش میمیریم

مریم نگار

سلام...چه حس های قشنگی !!..مدرسه...منکه خیلی کمرنگ شده خاطرات کودکی ام... ب.ر عزیز...اگه دلت همون قالب رو میخواد برگردونش....بهرحال قابل خواندن بود البته باکمی تلاش[نیشخند]...مهم اینه که خودت لذت میبردی ازش...[قلب]

جرس

نمی شناسمت ولی حس میکنم دوستت دارم دوست عزیز....[قلب]

پریچهر

وای خانم ب، منکه اصلا دلم مدرسه نمیخواد[نیشخند] دلم میخواد زودتر تابستون تموم شه برم دانشگاه[نیشخند] پاییز امّا همیشه دلم میخواد... چرا قالبتونو عوض کردین آخه؟[نگران]

الیما

ولی خداییش هیچ وقت فکر نمی کردیم یه روزی دلمون برای مدرسه تنگ بشه الان فکر می کنم اگه اینا دغدغه است، پس اون موقع اونا چی بود ما اسمشون و می ذاشتیم دغدغه

بابک اسحاقی

برای این دلتنگی پیشنهاد می کنم این فایل رو گوش بکنی فکر می کنم خوشت بیاد پارسال برای اول مهر درستش کردم : http://javgiriattt.blogsky.com/1391/07/01/post-836/